تبليغاتX
کی رود ازخاطرآخرین بوسه شبی در زیر باران











کی رود ازخاطرآخرین بوسه شبی در زیر باران

عشق ...

 

عشق يعني با تو خواندن از جنون

عشق يعني سوختنها از درون،

عشق يعني سوختن تا ساختن ،

عشق يعني عقل و دين را باختن ،

عشق يعني دل تراشيدن ز گل ،

عشق يعني گم شدن در باغ دل ،

عشق يعني تو ملامت کن مرا،

عشق يعني مي ستايم من تو را ،

عشق يعني در پي تو در به در ،

عشق يعني يک بيابان درد سر،

عشق يعني با تو آغاز سفر ،

عشق يعني قلبي آماج خطر،

عشق يعني تو بران از خود مرا ،

عشق يعني باز مي خوانم تو را ،

عشق يعني بگذري از آبرو ،

عشق يعني کلبه هاي آرزو،

عشق يعني با تو گشتن هم کلام،

عشق يعني شاخه اي گل در سبد ،

عشق يعني دل سپردن تا ابد ،

عشق يعني سروهاي سر بلند ،

عشق يعني خارها هم گل کنند،

عشق يعني تو بسوزاني مرا ،

عشق يعني سايه بانم من تو را ،

عشق يعني بشکني قلب مرا ،

عشق يعني مي پرستم من تو را،

عشق يعني آن نخستين حرفها ،

عشق يعني در ميان برفها،

عشق يعني ياد آن روز نخست ،

عشق يعني هر چه در آن ياد توست،

عشق يعني تک درختي در کوير ،

عشق يعني عاشقاني سر به زير،

عشق يعني بگذري از هفت خان ،

عشق يعني آرش و تير و کمان ....

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت15:17توسط امیر و مارال |
باد ما را خواهد برد ...

در شب کوچک من افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد

در شب کوچک من دلهره ویرانیست

گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟

من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم

گوش کن

وزش ظلمت را میشنوی ؟

در شب کنون چیزی می گذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است

ابرها همچون انبوه عزاداران

لحظه باریدن را گویی منتظرند
لحظه ای
و پس از آن هیچ
.
پشت این پنجره شب دارد می لرزد

و زمین دارد

باز میماند از چرخش

پشت این پنجره یک نا معلوم

نگران من و توست

ای سراپایت سبز
دستهایت را چون خاطره ای سوزان در دستان عاشق من بگذار

و لبانت را چون حسی گرم از هستی

به نوازش های لبهای عاشق من بسپار

باد ما را خواهد برد

باد ما را خواهد برد
...

 

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت15:12توسط امیر و مارال |
از خدا خواستم

از خدا خواستم

از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد

 

 

خدا گفت: نه


رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکشی.



از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد



خدا گفت: نه


شکيبايي زاده رنج و سختي است.


شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است.



از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد



خدا گفت: نه


من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را


فراچنگ آوري

از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد



خدا گفت: نه


رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من


نزديکتر و نزديکتر مي کند.



از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد



خدا گفت: نه


بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي اما من تو را


هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي

 

من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از


خدا خواستم


و باز گفت: نه


من به تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به


کف آري.



از خدا خواستم كمكم كند تا همان قدر كه او من را دوست دارد ،من هم

 

 ديگران را دوست بدارم.



و خدا گفت: آه، سرانجام چيزي خواستي تا من

 

 اجابت کنم........

 

در زندگی همه چیز را از خدا بخواهید

 

که اگر برآورده شود نعمت است و اگر برآورده نشود حکمت است

 

و از غیر خدا چیزی نخواهید

 

که اگر برآورده شود منت است و اگر برآورده نشود ذلت

angelanimatedsparkles.gif

 

 

+نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت20:45توسط امیر و مارال |
داغون...
دوستان من اصلا در شرایط روحی خوبی

 

بسر نمی برم امیدوارم این دوران زودتر

 

بگذره.

 

تویه پست های بعدی میگم مشکل چیه

 

ولی خیلی ناراحت کننده است...

 

امیدوارم مشکلای همه حل بشه...

 

دیجی امیر ترنس

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت16:42توسط امیر و مارال |
وفاداری...
غروب شد خورشيد رفت.
 آفتابگردان دنبال خورشيد ميگشت،
 ناگهان ستاره اي چشمک زد،
 آفتابگردان سرش را پايين انداخت.
 آري.... گلها هيچوقت خيانت نميکنند!

آفتابگردون

منبعhttp://behzadlover.blogfa.com/

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت16:30توسط امیر و مارال |
روز پدر مبارک!

سلام!

روز پدر مبارک!!!


"The greatest gift I ever had Came from God, and I call him Dad! "

~Anonymous

بزرگترین هدیه خداوندی را من از پروردگار دریافت کرده ام ..من این هدیه را پــــــــدر می نامم

19.gif

 

For My Dad

For the father that you are,
and the father that you've been,
If I had a choice to make,
I'd choose you, Dad, again.

For the trials I put you through,
and for the times I let you down,
I'm proud you've finally seen,
how God turned my life around.

You never ran away,
when the times were tough to take...
instead you gave me courage,
to face my own mistakes.

Thank you for your strength,
and the faith to see me through...
the love you gave to me,
is the love I'm sending you!

1loveyadad.gif

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت10:59توسط امیر و مارال |
تهایی...

 

عکس های اینجوری به من حس خاصی میدن...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت15:38توسط امیر و مارال |
ببخشید!!!

نه تو رو خدا!!

زحمت نکشید!!!من آپ می کنم!

واقعا ببخشید به خاطر تاخیرم!

خوش اومدین...


 

طلوع خورشید / غروب عشق ماهه

قصه ما قصه عشق و آهه

قسمت می دهم تو رو به جون مجنون

قسمت می دم تو رو به چشم لیلی

توی این روز عشقو تو بازار عاشقی

نگو  بسته ما دیر رسیده به محفل عاشقی

یادت باشه قلب معشوق کد پستی نداره

کد ملی / کارت شناسایی نداره

هر جا دیدی چشمی تر شد از خاطره عشق

هر جا دیدی لبی وا شد به زمزمه عشق

بدون درست رسیدی اونجا خونه عشقه

آره آروم بگیر اونجا خونه عشقه

 

087.gif

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت15:30توسط امیر و مارال |
یه کمی دلخور!

دوستان خواهشا نفری ۳ تا صلوات بلند

 

 بفرستید تا این رفیق ما هم راضی بشه و

 

 بعد از مدت ها یه

 

دست نوشته ای چیزی آپ کنه ! ممنون!

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت12:6توسط امیر و مارال |
بدون شرح

بدون شرح!

dj amir trance

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت12:1توسط امیر و مارال |